Friday, August 28, 2009

وقتی غروب پر بزنه


طلوع من, طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه


خواننده:
محسن نامجو
آهنگساز : سیاوش قمیشی

Thursday, August 27, 2009

نفرين بر اين بيداد ، اي مهتاب ، نفرين




نفرين بر اين بيداد ، اي مهتاب ، نفرين

بيني گدايي ، هر بگامي ، رقت انگيز
ياد هر بدستي ، عاجزي از عمر بيزار
يا زين دو نفرتبارتر, شيخ ريايي
هر يك به روي بارهاي شهر سربار
چون لكه هاي ننگ و ناهمرنگ وصله...

اينجا چرا مي تابي ؟ اي مهتاب ، برگرد
اين كهنه گورستان غمگين ديدني نيست
جنبيدن خلقي كه خشنودند و خرسند
در دام يك زنجير زرين ، ديدني نيست
مي خندي اما گريه دارد حال اين شهر...

از ابروي
خورشيد ، تا چشم ستاره
وز حاصل رنج و تلاش خويش محروم
از زندگي اينجا فروغي نيست ، الاك
در خشم آن زنجيريان خرد و خسته
خشمي كه چون فريادهاشان گشته كم رنگ
با مشت دشمن در گلوهاشان شكسته
واندر سرود بامداديشان فشرده ست
زينجا سرود زندگي بيرون تراود
همراه گردد با بسي نجواي لبها
با لرزش دلهاي ناراضي همآهنگ
آهسته لغزد بر سكوت نيمشبها
وين است تنها پرتو اميد فردا

مهدی اخوان ثالث
م.امید

Tuesday, August 25, 2009

به جای لعنت به تاریکی شمعی برافروز

*
به جای لعنت به تاریکی
شمعی برافروز


Sunday, August 23, 2009

تمام آن‌ چیزی که اهمیت دارد


بسیار آموخته‌ام از تو

آموخته‌ام که همگان میخواهند تا همیشه در اوج باشند

و بر فراز قله زندگی‌ کنند

غافل از اینکه تمام آن‌ چیزی که اهمیت دارد
شیوهٔ درست پیمودن و به سمت قله رفتن ماست

So many things I have learned from you.I have learned that everybody wants to live at the top of the mountain, forgetting that is how we climb is all that matters.


Gabriel García Marquez
Nobel Prize Laureate in Literature (1982)

قصّاب خانه ی بشریّت



در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است

زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است

زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است

زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است

زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است

زمان پسرش می‌کشتند که خراب‌کار است

امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است

و
فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود

تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است

حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است

عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است

صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است

فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است

‌کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است

روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند

چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند

و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند

و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت


احمد شاملو

Friday, August 21, 2009

یعنی بیا که ره بگشائیم و بگذریم


بگذار تا از این شب دشوار، بگذریم
آن‌گه چه مژده‌ها که به بام سحر بریم

رود رونده، سینه و سر می‌زند به سنگ
یعنی بیا که ره بگشائیم و بگذریم

لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت
خون می‌خوریم باز، که بازش بپروریم

دریاب بال خسته‌ی جویندگان که ما
در اوج آرزو، به هوای تو می‌پریم

بی روشنی پدید نیاید بهای در
در ظلمت زمانه که داند چه گوهریم


آن لعل را که خاتم خورشید نقش اوست
دستی به خون دل ببریم و بر آوریم


ماییم سایه کز تک این دره ی کبود
خورشید را به قله ی زرفام می بریم


« هوشنگ ابتهاج ه.الف.سایه»

Thursday, August 20, 2009

برای شیر آرمیده در ستیغ کوه ; مصدق



نه هر که دعوی ِ مردانگی چو مردان کرد

به نام ِ نیک ، خودی مُشتهَر به دوران کرد

به نام نیک سِزد شهرت اَر به دست آری

و گرنه شهرتِ بد ، ننگ ها نمایان کرد

"یزید" و "شمر" هم از جمله یِ مشاهیرند

و لیک لعنت جاویدشان ، هر انسان کرد

مقام و مال و منال ، اَر نه بهرِ خدمت بود

کسی که در پیِ آن تاخت ، جلبِ خُسران کرد

به چاهِ مَظلمه افتاد و منجلاب فساد

هر آن که خود ، طلب جاه ، بهر عنوان کرد

چنین کسان که مقید به حفظ جاهِ خودند

به رایِ خویش کنند آنچه را که نتوان کرد

بیامدند و برفتند بس امیر و وزیر

که محوشان ، وزش تندباد نسیان کرد

پس از شهادت "قائم مقام" و "میرکبیر"

"مصدق" است که خود را فدای ایران کرد

کشید جانب بیدادگه "مصدق" را

شهی که طاعت بیگانگان فراوان کرد

چه جرم کرد "مصدق" جز اینکه ایران را

رها زِ چنبر بیداد انگلستان کرد

"ادیب" گرچه درآویخت با ایادیِ جور

درین نبرد ، اطاعت زِ حکم وجدان کرد

*

عبدالعلی ادیب برومند

1301. شاعر ملی ایران

ارادهٔ تسخیر ناپذیر




توانمندی نه از قدرت جسمانی‌ , که از ارادهٔ تسخیر ناپذیر سرچشمه می‌گیرد

ماهاتما گاندی

strength does not come from physical capacity. It comes from an indomitable will

Mahatma Gandhi (1869-1948)

خوش آن بیداد


خوش آن بیداد کز فریاد من, جانان برون آید

نفیر دادخواهان سر کشد, سلطان برون آید


- محتشم کاشانی -

Tuesday, August 18, 2009

اصل نظام مردمند



اصل نظام مردمند

دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند
-
مير حسين موسوي

سفر از من باز نمی‌گردد



بازگشته‌ام از سفر

سفر از من
بازنمی‌گردد

شمس لنگرودی

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی


از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

آن چه زر مي‌شود از پرتو آن قلب سياه
کيمياييست که در صحبت درويشان است


حافظ

Monday, August 17, 2009

هفت وادی در ره است


گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور
چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر
کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت

هفت شهر عشق
عطار نیشابوری


Friday, August 14, 2009

من به تنگ آمده‌ام از همه چیز


مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی!با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می‌گردم
لب بامی، سر کویی، دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
،آه!می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
!من هوارم را سر خواهم داد
!چاره‌ی درد مرا باید این داد کند
از شما خفته‌ی چند
چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟

فریدون مشیری

برای تو و خویش




دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرند
و هر دانه برفی یه اشکی نریخته می ماند
.
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است،
از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است....ـ
حقیقت تو و من ....ـ

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشیمان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم ...ـ
.
گاه آنچه ما را به حقیقت می رساند خود از آن عاریست
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
.
از بخت-یاری ماست شاید,
که آنچه می خواهیم یا بدست نمی آید
یا از دست می گریزد...........
.
می خواهم آب شوم در گستره افق
آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شودـ
.
مارگوت بیگل

Tuesday, August 11, 2009

به یاد احمد بورقانی

آیا به راستی
‌ سزای آینه گی در سرای حقیقت
همواره شکستن بوده است؟


Saturday, August 8, 2009

عشقي که مي تواني اهدا کني


بر تمام کوه هاي جهان صعود کن
تمام چشمه هاي جهان را جست وجو کن
تمام رنگين کمان هاي عالم را دنبال کن، تا به رويايت برسي؛
رويايي که سرشار از زندگي است و عشقي که مي تواني اهدا کني
هر روز از زندگي ات را، تا زماني که زنده هستي


"Climb every mountain"

The Sound of Music (1965)

Lyircs: Oscar Hammerstein

Friday, August 7, 2009

با تار عنکبوت نوشتند روی باد


پيش از شما
به سان شما
بی شمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجسته ی جاوید زنده باد!

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

با دین، یا بدون دین


With or without religion, you would have good people doing good things and evil people doing evil things. But for good people to do evil things, that takes religion.

Steven Weinberg, US physicist and Nobel laureate (1933 -) , quoted in The New York Times, April 20, 1999

با دین، یا بدون دین، [همواره] انسان‌های خوبی هستند که کارهای خوبی انجام می‌دهند،
و [همواره] انسان‌های شروری هستند که کارهای شیطانی انجام می‌دهند. اما برای این که انسان‌های خوب، کارهای شیطانی انجام بدهند، باید که دین و آیینی اتخاذ کنند
[تا آن کار بد را برایشان توجیه بکند]

Wednesday, August 5, 2009

سر اومد زمستون

سر اومد زمستون
شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل
آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
لبش خنده نور
دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان
يه جنگل ستاره داره
*
ترانه «آفتابکاران جنگل» همایون‌پور
*
برای بسیاری, بر این ترانه‌ مهر چپ نخورده است، اما حال و هوای رویاهای عدالت را در آن می‌توان احساس کرد. ترانه‌هایی مانند «جمعه» و «شبانه» از فرهاد، «مرغ سحر» نی داود و ملک الشعرا بهار , «بارون بارونه» ویگن و بسیاری ترانه‌های آشورپور و ترانه «آفتابکاران جنگل» همایون‌پور از این دست‌اند

Tuesday, August 4, 2009

سحر شو


ای خشم به جان تاخته توفان شرر شو
ای بغض گل انداخته فریاد خطر شو

ای روی برافروخته خود پرچم ره باش
ای مشتِ برافراخته افراخته تر شو

ای حافظ جان و تن از خانه برون آی
از خانه برون چیست که از خویش به در شو

گر شعله فرو ریزد بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد ای سینه سپر شو

خاک پدران است که دستِ دگران است
هان ای پسرم خانه نگهدار پدر شو

دیوار مصیبت کده ی حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبرِ تو, ظفر شو

تا خود جگرِ روبهکان را بدرانی
چون شیر درین بیشه سراپای , جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سرِ آن تن به قضا داده, قدر شو

فریاد به فریاد بیفزای که وقت است
در یک نفس تازه اثرهاست- اثر شو

ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران کهن در خطر افتاده, خبر شو

مشتی خس و خارند به یک شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام , سحر شو

تصنیف : فریدون مشیری
آهنگساز و خواننده: سهراب پورناظری

تنظیم برای ارکستر سمفونیک : فردین خلعتبری

Sunday, August 2, 2009

میزنم تا زنده هستم حرف حق

دکتر محسن کدیور

Islamic Cultural Center of Northern California

Saturday, August 1, 2009

یک تصویر به ارزش یک هزار واژه

A picture is worth a thousand words
یک تصویر به ارزش یک هزار واژه