Friday, July 31, 2009

ملک با کفر مي ماند ولي با ظلم هرگز


الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم

ملک با کفر مي ماند ولي با ظلم هرگز

والا پیامدار، محمد

Thursday, July 30, 2009

استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

Wednesday, July 29, 2009

اینجا ایران است

اینجا ایران است

سوار خواهد آمد


ترانه " سوار خواهد آمد" از داریوش

شعر: سیمین بهبهانی

آهنگساز : هومن دپارس

Monday, July 27, 2009

آفتاب باش تا نتواني بر کسي نتابي



"آفتاب باش تا نتواني بر کسي نتابي"

« زرتشت»

Sunday, July 12, 2009

باز شوق یوسفم دامن گرفت


باز شوق یوسفم دامن گرفت
پیر ما را بوی پیراهن گرفت
ای دریغا نازک آرای تن اش
بوی خون می آید از پیراهن اش
ای برادرها خبر چون می برید
این سفر آن گرگ یوسف را درید
یوسف من،پس چه شد پیراهن ات
بر چه خاکی ریخت خون روشن ات
بر زمین ِ سرد خون ِ گرم تو
ریخت آن گرگ و نبود اش شرم تو
تا نپنداری ز یاد ات غافلم
گریه می جوشد شب و روز از دل ام
داغ ماتم هاست بر جان ام بسی
در دل ام پیوسته می گرید کسی
ای دریغا پاره ی دل جفت جان
بی جوانی مانده جاویدان جوان
در بهار عمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ِ ارغوان
ارغوان ام ارغوان ام لاله ام
در غم ات خون می چکد از ناله ام
آن شقایق رسته در دامان دشت
گوش کن تا با تو گوید سرگذشت
نغمه ی ناخوانده را دادم به رود
تا بخواند با جوانان این سرود
چشمه ای در کوه می جوشد منم
کز درون سنگ بیرون می زنم
از نگاه آب تابیدم به گل
وز رخ خود رنگ بخشیدم به گل
پر زدم از گل به خوناب شفق
ناله گشتم در گلوی مرغ حق
پر شدم از خون بلبل لب به لب
رفتم از جام شفق در کام شب
آذرخش از سینه ی من روشن است
تندر توفنده فریاد من است
هر کجا مشتی گره شد مشت من
زخمی هر تازیانه پشت من
هر کجا فریاد آزادی منم
من در این فریادها دم می زنم

ه.الف سایه



مثنوی بانگ نی

فرامرز اصلانی برای ندا


"For She Who Fell Beneath The Sky,

I Can Keep Silent or I Can Cry.

But Can I Let Her Story Die,

Can I Forget The Question, Why?"

Saturday, July 11, 2009

من خون چشم شاعران ديوان به ديوان ديده ام

در بندها بس بنديان, انسان به انسان ديده ام
از حُكمبر تا حكمران, حيوان به حيوان ديده ام
در مكر او در فكر اين, در شُكر او در ذكر اين
از حاجيان تا ناجيان, شيطان به شيطان ديده ام
ديدى اگر بى خانمان, از هر تبارى صد جوان
من پيرهاى ناتوان دربان به دربان ديده ام
اى روزگار دلشكن, هر دم مرا سنگى مزن
من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان ديده ام
از خود رجز خوانى مكن, تصوير گردانى مكن
من گردن گردنكشان, رسمان به رسمان ديده ام
شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام
من اشك چشم كودكان, دامان به دامان ديده ام
از اين كله تا آن كله فرقى ندارد شيخ و شه
من پاسدار و پاسبان ايران به ايران ديده ام
ماتم چه گويم زين وطن كز برگ برگ اين چمن
من خون چشم شاعران ديوان به ديوان ديده ام
چكش به فرق من مزن اى صبر فولادين من
من ضربت پتك زمان, سندان به سندان ديده ام


آهنگ جدید داریوش: انسان
شعر : معینی کرمانشاهی
آهنگ هومن دپارس

Ron Buitenhuis for Iran : we believe in liberty

Monday, July 6, 2009

گاویه


سال گاو است و گاو سالاران

شاخ در جیب مان فرو کردند

چون که آن جیب پاره شد، از نو

بخیه کردند و هی رفو کردند


من به تو جیب گویم و تو خودت

هستی از این کنایه ام آگاه

که کجا شاخ را فرو بکنند

جیب یا؟ ... لا اله الا الله


سال گاو است و مطمئن باشید

سال تجدید افتخارات است

چون که امسال بی گمان سال

گاو بندی در انتخابات است

سید محمد رضا عالی پیام

چند دروغ قشنگ


you can foolish some of the people all the life

all of the people some of the life

not all of the people all of the life

به همه می شود یک بار دروغ گفت

به یک نفر می شود همیشه دروغ گفت

به همه نمی شود همیشه دروغ گفت



ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر

ه . الف سایه

Sunday, July 5, 2009

ضحّاک ماردوش و فریدون


فریدون فرّخ فرشته نبود

ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد دِهش یافت آن نیکویی

تو داد و دِهش کن فِریدون تویی

Saturday, July 4, 2009

فریاد خاموش ونکوور




ای خموشان ترکِ خاموشي کنيم

با ســياووشان ســياووشي کنيم

سازها را پرده هايی نو زنيم

کُهنه را وقفِ فراموشي کنيم

از« شکسته » خامُشي را بشکنيم

خامُشي را بانگِ خاموشي کنيم

« اوج » ها موجِ صداها مي شوند

نعره ها را مرگِ خاموشي کنيم

پَرده ی « جامه دراني »خوشتر است

با قدح نوشان قدح نوشي کنيم

قطره ها پيوسته دريا مي شوند

با تنِ دريا همآغوشي کنيم

در خيابان لاله ها گُل مي دهند

کوچه ها را غرقِ خود جوشي کنيم

وقتِ آن آمد که چاووشي کنيم

با ســياووشان ســياووشي کنيم

س. ميرزاده

Friday, July 3, 2009

ندا



یادت میمونه تو دلا

تو دلای تک تک ما


Wednesday, July 1, 2009

حافظ ز آه و ناله امانم نمی‌دهد


شِکّر به صبـــر دست دهد عاقبت، ولی
بـــد عهـــــدی زمــانه زمانم نمی دهد
.....
حافظ ز آه و ناله امانم نمی‌دهد